أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
233
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
اساس قديم ، سنگى ديد كه در روى آن سنگ اين عبارهء بديعه نوشته شده بود : « انا اللّه ذو بكة خلقت الرّحم و شفقت لها اسما من اسمائى ؛ فمن وصلها وصلته و من قطعها قطعته » . معناى عبارهء مذكوره كه از لسان عبرانى ترجمه شده است اين است : منم خداى صاحب مكّه رحم را خلق نموده و او را به اسم رحمان كه از اسماء حسناى الهيّهء من است تسميه نمودم ، هركس به او و اصل شود يعنى به صفت رحم متّصف گردد و به مقتضاى او عمل كند او را مجازات حسنه كنم ؛ و هركس خلاف او را عمل نمايد او را به عقاب كيفر دهيم . اين تركيب جليل فوائد صلهء رحم را شامل است چنان كه در صورت اوّل وجههء اوّل مذكور شد يك اسم كعبهء محترمه نيز رحم است . امام واقدى نقل و روايت مىكند كه آن سنگ ، سنگ سبزى بود و در روى آن سطور ثلاثهء آتيه نوشته شده بود : سطر اوّل : لا إله الّا انا ربّ البيت مغابها و هى قزار و مرخبها و هى قفار . سطر دوّم : لا إله الّا انا ربّ البيت مهلك الطّغاة و مفقر الزّناة و مخزى تارك الصّلوة . سطر سيّم : انا اللّه لا إله الّا انا رازق من لا حيلة له حتّى يعلم من له حيلة ان لا حيلة له . پس از آنكه حضرت خليل از بناى مقدّسهء كعبة اللّه فارغ گرديد با پسر خود اسماعيل دست نياز به درگاه معطى العطاياى بىنياز برداشته و استدعا نمودند كه خدمات ايشان قرين قبول و اجابت شود . بناء عليه جبرئيل امين نازل شده و گفت : خدمت شما در حضرت اقدس اعلا مقبول افتاد . بعد از آن هادى آنها شده و به ايفاى مناسك حجّ دلالت نمود . پس از آنكه حضرت خليل مناسك حج را در دفتر حافظهء خود ثبت و املا كرد ، حضرت اسماعيل را وداع فرموده و معاودت نمود و به ذروهء جبل الرّحمه درآمد . دفعهاى به بئر الشام و دفعهاى ديگر به اطراف مكّهء معظّمه عطف نظر دقّت نموده لطافت و جيادت آب و هواى شام و حرارت طاقتفرساى قطعهء مقدسهء حجازيه را به خاطر آورده ، در حق پسرش كه در اين چنين موقع سنگلاخى مقام گرفته است ترحّم نمود و